سرود سرو
نه لایق هستم و نه قادر که از حضرت زهرا(س) بنویسم . بانویی که شمع شبستان اسلام بود و هست . دختری که لقب مادر پدر را گرفت . بانویی که با فرشتگان تکلم می کرد و لباس های وصله دار می پوشید و با دستان ظریفش آرد دست آس می کرد. آنکه فرمود : فرزندم اول همسایه و بعد اهل خانه .
فرش خانه اش بوریا بود . بر دستانش هیچ زیوری نبود و اگر هم بود به صدقه و انفاق می رفت . هنوز هیچ سخنوری پا به عرصه ی وجود نگذاشته که بتواند خطبه ای چون خطبه ی فدکیه ی او بگوید . درحالی که اندوه فقدان پیامبر اکرم (ص) وجودش را درهم فشرده بود و اهانت مسلمانان ! و مدعیان خلافت و زعامت بر او شدت گرفته بود .
او زن بود ،یک مادر ،مادری مهربان و دوراندیش که فرزندانش را برای آینده ای پرحادثه و سیاه از تباهی کینه و نفاق ، تربیت می کرد . تربیت می کرد ،برای نشان دادن عظمت پاکی روح انسانی .او زن بود یک همسر همسری همراه و ثابت قدم که اگر علی ، علی عالی اعلی نبود ، او همسری در شان خود نداشت .
او انسان بود . انسانی فرهیخته و وارسته که با درایت و دوراندیشی برای امت بیان و ترسیم کرد که آینده ی کارشان چیست و چه فتنه ها که گریبانشان را خواهد گرفت ....
او بنده بود . بنده ای مخلص ، پاک ، خالص و زلال برای خدایش ، ربش ، خالقش و معشوق و معبودش . بنده ای که خداوند اساس خلقت جهان را وجود پاک او و بستگان او ، دانست . بنده ای که خدایش خمس زمین را مهر ازدواج او قرار داد . و وای بر ما که بر مهر فاطمه قدم بگذاریم و حق او را نشناسیم و به جا نیاوریم .
و او کسی است که در حمایت از حق و ولایت برحق ولی الله جان خود را فدا کرد و قبرش را از ما پنهان تا آن زمان که فرزندش مهدی موعود (عج) قیام کند و مزار نورانی او را بر اهل زمین آشکار کند .
شهادت حضرت زهرا (س) بر همه ی ما تسلیت و تعزیت باد .
خوشا وقت شوریدگان غمش
اگر زخم بینند و وگر مرهمش
***
گدایانی از پادشاهی نفور
به امیدش اندر گدایی صبور
***
دمادم شراب الم درکشند
وگر تلخ بینند دم درکشند
***
نه تلخ است صبری که بر یاد اوست
که تلخی شکر باشد از دست دوست
***
اسیرش نخواهد خلاصی ز بند
شکارش نجوید خلاص از کمند
***
چو بادند پنهان و چالاک پوی
چو سنگند خاموش و تسبیح گوی
***
شب و روز در بحر سودا و سوز
ندانند زآشفتگی شب ز روز
***
چنان فتنه بر حسن صورت نگار
که با حسن صورت ندارند کار
***
ندادند صاحبدلان ، دل به پوست
وگر ابلهی داد بی مغز اوست
***
می صرف وحدت کسی نوش کرد
که دنیا و عقبی فراموش کرد
![]()
![]()
![]()
در آموزش به کودکان این نکته مهمه که اولا اونا خودشون نمیدونن که چی به دردشون می خوره و لذا ما باید محتوا را تعیین کنیم و درثانی هنر آموختن ما زمانی کامل میشه که اونا رو هدایت کنیم و بقیه چیزهارو به خلاقیت خودشون واگذار کنیم تا استعدادشون بروز پیدا کنه .
اما در آندراگوژی ماجرا تقریبا برعکس میشه یعنی بزرگسال میدونه که چی باید یاد بگیره و خودش نیاز آموزشی خودشو مطرح میکنه . اما در آموزش اون باید بیشتر هواشو داشته باشیم !
و نکته مهمی که در گفتگو با همکارم بهش رسیدیم این بود که ما داریم برعکس عمل میکنیم !ولذا ...
حققتش تا امروز اين كلمه رو نشنيده بودم ! تا اينكه دوست عزيزي ازم خواست كه در موردش تحقيق كنم . رفتم چندتا سايت و تارنما و پورتال و....! و به نتايج خوبي رسيدم . از جمله كه با سيمونويچ ماكارانكو روانشناس و استاد تعليم و تربيت اهل روسيه ، آشنا شدم و به جمله اي زيبا از او رسيدم :
فرزندان ما ، يعني دوران پيري ما ، تربيت درست در حكم پيري سعادتمند ماست . و تربيت غلط ، رنج و اندوه و اشك و آه هاي آينده ي ما و كوتاهي ما در برابر مردم و ميهنمان .
جديت ، سادگي و صداقت ، خصلت هاي اساسي در برخورد درست با فرزندانمان است كه سيمونويچ ماكارانكو به آن اعتقاد دارد .
پ . ن : بعدا ميام و اگر چيزي از پداگوژي دستگيرم شد اينجا مي نويسم !
امروز صبح و در واقع دیروز صبح رفتم بهشت زهرا . خیلی وقت بود که نرفته بودم . فقط دوجا رفتم . شهدای هفتم تیر و قطعه هنرمندان . قطعه هنرمندان خیلی دنج و قشنگه . مثل یه حیاط مفرح و دلباز .
برای همه اساتید و هنرمندانی که می شناختم فاتحه و قران خوندم . ولی نکته جالب اینجاست که واقعا هیچ آدابی و ترتیبی نجستند و قرو قاطی همه رو دفن کردن ! سر مزار استادم دکتر بینا واقعا خنده ام گرفت . آخه با شناختی که از اون خدابیامرز داشتم و شرحی که بر سنگ مزارش بود جای عجیبی دفن شده بود .
فکرشو بکنید از سیمین دانشور و دکتر زرین کوب و خسرو شکیبایی و... تا قوچعلی ! بدون هیچ حد و حدودی کنار هم آرام گرفتن . اگر در قطعه ی معمولی این اتفاق می افتاد می گفتیم عجب ببین تقدیر چه کار میکنه ها ! ولی اینجا مثلا برنامه ریزی شده و...
حالا بماند که توی راهنمایی که دستمون دادن کلا این قطعه ناپدیده ! وپیدا کردنش هم برای کسی که آشنایی نداره کار راحتی نیست . البته ما عادت داریم که ببینیم کسی به مزار هنرمندان و شاعران رسیدگی نمیکنه و انگار نفس راحتی میکشن وقتی یکی از این قافله کم میشه .....
امیدوارم سال تازه رسیده آغازی باشه برای موفقیت هاتون و رسیدن به آرزوها و خواسته هاتون . آغازی باشه برای بستن عهد و پیمان های خوب با خدا و پای اونا ایستادن .
برای اونایی که تا می خوردیم زدنمون و تا برگشتیم از پشت خنجر کشیدن هم ! آغازی باشه بر تمام کردن تمام نامردی ها و نامردمی ها .
می خواستم بگم منم همینطور . یعنی دلم تنگ شده ، برای همه ی بچه ها چه اونا که دلشون برام تنگ شده چه اونا که نفس راحتی میکشن و میگن : آخی از دستش راحت شدیم
برای اونا که دانشجو هستن و هی غر میزنن !! اونا که ازدواج کردن و سوار خر مراد شدن
اونایی که هرچی می گفتم می نوشتن حتی سوتی هارو ! اونایی که همه اش بحث سیاسی می کردن ![]()
اونایی که موهای بلند قشنگشونو بی اجازه کوتاه کردن
اونایی که جوهر خودکار میریختن روی دستمال و به بهانه خون دماغ از کلاس جیم میشدن ![]()
اونایی که یواشکی برام اس میزدن
اونایی که دوستشون داشتم و هی از کلاس بیرونشون میکردم . اونایی که همیشه لباسشون خاکی بود و یه توپ فوتبال تو بغلشون بود.
اونایی که نابغه ی تقلب بودن و خسته نمیشدن !! اونایی که شفاهی جواب نمی دادن و فقط کتبی بلد بودن ! اونایی که دلشون از دست خانم مشاور ! خیلی خون بود ...
آخ که دلم برای طرح سوال های جدید و سبک جدید نمره دادن خیلی تنگ شده
نمیدونم کدومشون دعا کردن که حالا دستم از این ابتکارات کوتاه شده ![]()
وَاِذا جاءَکَ الّذینَ یُومِنُونَ بِایآتِنا فَقُل : سَلامٌ عَلیکُم .
کَتَبَ رَبُّکُم عَلی نَفسِه الرَّحمه .
اَنَّهُ مَن عَمِلَ مِنکُم سُوءً بِجَهالةٍ
ثُمَّ تابَ مِن بَعدِهِ وَ اَصلَحَ فَاِنَّهُ غَفُورٌ رَحیم .
آیه ی ۵۴ سوره ی مبارکه ی انعام
ای پیامبر ! هرگاه کسانی که به آیات ما ایمان دارند ،
نزد تو آمدند . به ایشان بگو :
سلام بر شما . پروردگارتان رحمت را بر خود مقرر داشته است .
بدانید که هرگاه
هرکس از شما که از روی جهالت و نادانی مرتکب گناهی شده باشد ،
سپس توبه کند و به خدا بازگردد و در صدد اصلاح خویش باشد ،
بداند (و امیدوار باشد) که
خداوند بخشایشگر است و مهربان .
امروز به این آیه که رسیدم حس عجیبی پیدا کردم . خداوند نفرمود ای کسانی که جهاد کردید و ای کسانی که خطایی نکردید و... فقط فرمود : ای کسانی که به آیات ما ایمان آوردید ! و اول پیامبرش (ص) را امر فرمود که : به ایشان سلام بگو . سلام هم مظهر ایمنی و سلامت است . یعنی ایمان که آوردی از طرف خدا و رسول در امانی و در امنیت ایشان قرار گرفتی .
و وعده ی بزرگ و شیرین : خداوند بر خود رحمت را مقرر داشته است . و اینجا با ما قول و قرار گذاشته که :اگر برگردی و سعی در اصلاح خودت و امورت بکنی مطمئن باش که من غفور هستم و رحیم .
پ . ن : به احترام کلام شریف الهی فقط کامنت های مرتبط تایید می شوند .
| Design By : Pichak |

